قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

دارم ب تویی فکر می کنم ک همیشه همینطور بی هوا می آیی می نشینی کنار خودم، و از تصمیم های بزرگ شبانه ات، و از آینده نگری هایت، با همان لحن همیشگی خاص خودت برای من حرف می زنی، می گویی آدم ها اگر بخواهند با همین وضع رقت انگیز خودشان ب زندگی ادامه بدهند، دیری نمی گذرد ک همه شان تبدیل ب یک هیولای گنده می شوند. یک هیولای گنده ک می تواند همه چیز راببلعد، درخت ها را، ماه را، ستاره ها و حتی همه ی آدم خوب ها را. می گویی آن موقع است ک دیگر از دست هیچکس کاری ساخته نیست. هیچکس. نگاهت می کنم. چند لحظه ی مداوم. می گویم "پس باید یه کاری بکنیم تا دیر نشده" سری ب نشانه ی مثبت تکان می دهی و بعدش هم...آه می کشی.

  • خاتون

نظرات  (۲)

  • کمی بودن ...
  • یاقریب
    ای نزدیک بندگان

    خداوندازخودمابه قلبمان نزدیکتراست
    دلیل آن رادرسوره ی اعراف 
    آیه ی 24بخوانید!
    هعی عرض می شود :))