قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

اگر قرار بود یک شغل باشم ترجیح می دادم گارگر معدن باشم ( توی پرانتز باید بگویم بخاطر اینکه گارگران معدن شغلشان بدون هیچ تشریفاتی شریف است، اما قصد ندارم دلیل انتخاب های بعدی ام را برایتان توضیح بدهم. متوجه اید که؟)

اگر قرار بود یک فحش باشم، ترجیح می دادم اصلا نباشم. اگر قرار بود بک درد باشم ترجیح می دادم وجدان درد باشم یا مثلن یک دردی که زیاد درد نداشته باشد. اگر قرار بود یک نق باشم، فکر می کنم «آه» بودم. اگر قرار بود یک غذا باشم، دوست داشتم نیم رو باشم. اگر قرار بود یک نسبت انسانی باشم دوست داشتم پدر یک دختر غرغرو و پرحرف و یک دنده باشم که مدام از عیب هایش حرف می زند و هیچوقت هم خسته نمی شود. اگر قرار بود یک شیء باشم، دوست داشتم یک چراغ مطالعه باشم. اگر قرار بود یک رنگ باشم، آبی فیروزه ای بودم حتمن! اگر قرار بود یک کتاب باشم دوست داشتم یک کتاب آموزنده بودم یا یک مجموعه داستان کوتاه. اگر قرار بود یک نوع شیرینی باشم، دوست داشتم شیرینی نارگیلی باشم. اگر قرار بود نوشیدنی باشم، قطعن یک لیوان چایی دارچینی نذری بودم. یا شرکاکائوی داغ! اگر قرار بود اعضای بدن باشم دوست داشتم پنج انگشت یک نوزاد فینگیلی باشم. اگر قرار بود درخت باشم، با توجه به جنسم بید لیلی بودم. اگر قرار بود گل باشم، مطمئنم میخکِ صورتیِ کمرنگ! بودم. اگر قرار بود موزیک باشم، صدای جیلینگ جیلینگ آویز در ورودی بودم. اگر قرار بود انگشت باشم، دوست داشتم انگشت یکی مانده به آخریه دست راست باشم. اگر قرار بود یک خط باشم، یک خطِ معمولی چهار پنج سانتی توی دفتر ریاضیِ یک بچه درس خوان بودم. اگر قرار بود یک حس باشم، حس خستگی و خواب آلودگیِ ساعت شیشِ صبح بودم. اگر قرار بود یک منحنی باشم، دوست داشتم منحنی لبخند یک دختر بچه ی سه ساله باشم. اگر قرار بود یک واج باشم /ء/ دوست داشتم باشم. اگر قرار بود یک جنس باشم، ابریشم انتخاب من بود. اگر قرار بود یک وسیله ی نقلیه باشم دوچرخه بودم. اگر قرار بود یک پدیده ی طبیعی باشم، هم برف بودم هم رنگین کمان. اگر قرار بود یک حیوان باشم، دوست داشتم خرس قطبی باشم. اگر قرار بود حشره باشم، دوست نداشتم حشره باشم. من از حشره ها خوشم نمی آید. اگر قرار بود یک علامت اختصاری باشم، ویرگول بودم. اگر قرار بود یک تابلوی راهنمایی رانندگی باشم، "ورود ممنوع" بودم. اگر قرار بود یک بو باشم دوست داشتم، بوی شالیزار باشم. یا اگر قرار بود یک بوی دیگر باشم دوست داشتم، بوی دفتر کتاب های تازه باشم!...

- و این داستان می تواند ادامه داشته باشد!

  • خاتون