قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

روزهایی در زندگی هست که به جایِ اینکه نیاز باشد کسی بیاید تا غر زدن هایِ تو را تحمل کند، آنقدر که خالیِ خالی شوی! خودت مینشینیو بزرگوارانه به غرهای خودت گوش میکنی. بعد خیلی بزرگوارانه تر لابه لایِ غرهایت لبخند میزنی! میگذاری آنقدر بگویی تا حسابی سبک شوی! تمام که شد، بلند میشوی برایِ خودت یک لیوان چای دارچینی میریزی! و به "ننه غرغرو"بودنِ خودت میخندی...هی میخندی!

...

+این روزها را تجربه کنید! از ما گفتن...:)

  • خاتون

نظرات  (۲)

  • سهیلا (کاتارسیس)
  • فکر کردی فقط خودت از این تجربه ها داری یا داشتی؟؟!!! :)))
    من بیشتر برای خودم غر می زنم یا غرهامو می نویسم :)
    ملت چه گناهی کردن تا غرهای منو تحمل کنن؟ والا! :)
    پاسخ:
    "ملت چه گناهی کردن تا غرهای منو تحمل کنن؟ والا!"  قبول!!!:)
    ولی آدم خودش مگه  چقدر تحمل و انرژی داره که هم غر داشته باشه، هم غر بشنوه! هان؟:)) من گاهی احساس میکنم اینقدر غر مونده ته دلم که الانه خفه میشم.
    ولی خداروشکر دوستایی دارم که این توانایی رو دارن که گوش بدن و آرومم کنن. ولی خب همیشه در دسترس نیستن که!! ای خدا:S

    kha
    :)
    حلالا طیبا :)))
    پاسخ:
    دیوونه!!!