قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

داشتم فکر میکردم که اصولن در زندگی از چه چیزهایی وحشت داشته و دارم، چیزهایی که خدارا شکر تا الان هیچوقت مطلقاً تجربه شان نکرده ام و اگر خدا بخواهد شاید هیچ وقتِ دیگری هم تجربه نکنمشان! چیزهایی که حتی از فکر کردن بهشان هم میترسیده ام...خیلی!

*

اولی:  فراق! یعنی اینکه قرار باشد یک سری "نبودن" هایِ طولانی(همیشگی هم میتوان نوشت)، را مجبور باشم تحمل کنم. اینکه از دست دادنِ عزیزانم را ببینم و بعدش مثلن همه چیز را بسپارم به دستِ سردی خاک، از آن دست مسائلی است که هیچ وقت نتوانسته ام خودم را قانع کنم. بخاطرِ همین هم است که همیشه شب هایِ قدر یا در زمزمه هایِ روزانه ام،همیشه بعد از اینکه از خدا طلبِ عمرِ باعزت برایِ عزیزانم کرده ام بعدش هم کلی به خدا التماس کرده ام که: ببین خدا جان اگر قرار است یک روزی زبانم لال، آن شتره که جلو درِ همه میخوابد -و شما بهتر میدانید- که حق است، از چهارکیلومتری خانه ی ما رد شود...همیشه از خدا خواسته ام که آن روز من نباشم! یعنی مرده باشم! اصلن هفت کفن پوسانده باشم!

*

دومی: از دست و پا افتادن در پیری. این را از خیلی ها شنیده ام. اینکه تقربیا همه مشترکند در نخواستنش...! راستش اینکه اگر قرار باشد یک روزی آنقدر پیر و ناتوان بشوم که از پسِ شخصی ترین امورِ زندگی ام هم برنیایم، هیچ جوره در کتم نمی رود! و دقیقن اینجاست که علم و هزار روش صیانت از سلامتی از نظرم میگذرد و آخرش هم خودم را قانع میبینم در این مسئله!!

*

سومی: تنهایی! حتی چشیدنش برایِ یک دوره ی کوتاه از زندگی هم برایم سخت و ناممکن است. همین هفته پیش با دیدنِ آن خانومِ پا به سن گذاشته! که آمده بود بعد از ظهرِ یک روزِ تنهایی اش را در هوایِ سالمِ پارک بگذراند، با گرفتنِ ردِ نگاهش، همان موقع که داشت  با حسرت به خانوم و آقایی هم سنِ خودش نگاه میکرد، که دست در دستِ هم داشتند، همان موقع که زیرِ گوشِ من گفت: «من و شوهرم هم اینجوری بودیم»، همان موقع که بغضِ تویِ نگاهش را خواندم، همان موقع بود که اشکم درآومد، و همان موقع بود که به خدا گفتم: این اصلن انصاف نیست که عاشق ها اینطور هم را تنها بگذارند! انصاف نیست! اصلن عاشق باید کسی باشد که هیچ وقت بینِ او و معشوقش فاصله  نیفتد.تمام!

*

چهارمی: خیانت! شک ندارم اگر روزی از کسی که دوستش دارم خیانت ببینم، می میرم... شک ندارم!

*

پنجمی: مرگ، در حالتی که یک عالم کارِ نکرده داشته باشم و یک عالم افسوس از گذشته که جبرانش هم نکرده ام! آن موقع است که باید به خودم بگویم: خاک بر سرت! از وقتی که داشتی استفاده نکردی و حالا هم حتمن میخواهی بروی آن دنیا و به خدا بگویی: غلط کردم! یک فرصتِ دیگر به من بده...هان؟

*

  • خاتون

نظرات  (۱)

  • ۳ باربگو : الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
  • سلام دعوتی به تماشای :


    " تک‌تیرانداز اسرائیلی: امروز 13 کودک فلسطینی را کشتم " در iloveU.blog.ir


    جنایات رو ببین...
    پیامبر گفته:
    کسی که فریاد دادخواهی مظلومی را بشنود اما او را یاری نکند، مسلمان نیست.

    خب الان فهمیدی که فقط ایرانه که داره اسلام رو پیاده میکنه؟؟؟

    کشور های مسلمان دیگه فقط پوست اسلام رو اسمشونه...