قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

قرصِ قَمر...

شرح ندارد!

 به نامِ تو کِ اویی..

او غایب است، نه چون اینجا نیست، چون کسی اینجا نیست..

او غایب است، نه چون اینجا نیست، چون جز او نیست..

او غایب است، نه چون اینجا نیست، چون همه جاست..

او غایب است، از فرطِ حضور..

اصلاً،

او غایب است، چون غایب نیست..

پس از چیست کِ نه غایبش میدانیم، نه حاضرش میبینیم؟

آی رفیق!

خطایِ ما کدام بود آیا؟

شاید،

خطایِ ما این بود کِ فریبِ قواعدِ دستورزبانمان را خوردیم..

خطایِ ما این بود کِ پنداشتیم او همان سوم شخصِ غایب است و من، اول شخصِ حاضر..

خطایِ ما این بود کِ ندانستیم او، "او" نیست..

خطایِ ما این بود کِ گمان بردیم غایب را نمیتوان مخاطب داشت..

خطایِ ما این بود کِ او را تو نخواندیم..

خطایِ ما این بود کِ فقط از او خواندیم و هیچ گاه او را نخواندیم..

خطایِ ما این بود کِ نوشتیم او، ولی نخواندیم، تو..

*خطایِ ما این بود کِ باور نکردیم از خطایِ ما میگذرد..*

پس بنویس:او.. بخوان:تو..

(علی اکبرِ بقایی)



پ.ن: و یادت باشد، جز او نیست. نه من، نه تو..


  • خاتون

نظرات  (۱)

دستور زبان حقیقی این است :
من نیستم
تو نیستی
اوهست
پاسخ:
و همچنان بنویس او...بخوان تو...
یاعلی مددی...:)